جنگ ترکیبی، معماری جدید تهدیدات؛ پارادایمهای نوین در امنیت ملی
نشست تخصصی همایش ملی ایران آینده؛ از علم تا اقتدار با عنوان «جنگ ترکیبی، معماری جدید تهدیدات» با هدف بازخوانی مفهوم تهدید در جهان معاصر و بررسی تحولات استراتژیک در عرصه نبردهای همافزا، با حضور پژوهشگران برجسته حوزه مطالعات امنیت ملی و روابط بینالملل برگزار شد.
نشست تخصصی با عنوان «جنگ ترکیبی، معماری جدید تهدیدات» با هدف بازخوانی مفهوم تهدید در جهان معاصر و بررسی تحولات استراتژیک در عرصه نبردهای همافزا، با حضور پژوهشگران برجسته حوزه مطالعات امنیت ملی و روابط بینالملل برگزار شد. در این نشست، گذار از پارادایمهای کلاسیک جنگ به سمت الگوهای نوین تهدیدمحور مورد بحث و مداقه قرار گرفت. تبیین مفهوم جنگ ترکیبی؛ از ادبیات عمومی تا روایت تخصصیدبیر جلسه در ابتدای نشست، با اشاره به سیال بودن مفهوم «جنگ ترکیبی» (Hybrid Warfare)، بر شکاف میان ادراک عمومی و تعاریف تخصصی آن تأکید کرد. وی خاطرنشان کرد که در ادبیات عمومی، جنگ ترکیبی اغلب با مفاهیمی نظیر «جنگ نرم» یا «جنگ روانی» خلط میشود، در حالی که در ادبیات تخصصی و راهبردی، این مفهوم به ترکیب هدفمند و همافزای ابزارهای متعارف نظامی با ابزارهای غیرنظامی (اقتصادی، سیاسی، سایبری، دیپلماتیک و اطلاعاتی) اطلاق میشود. دبیر نشست افزود: «در معماری جدید تهدیدات، جنگ ترکیبی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه وضعیت دائم محیط امنیتی است که در آن، دشمن تلاش میکند با استفاده از نقاط ضعف ساختاری جوامع، بدون رسیدن به رویارویی نظامی مستقیم، به اهداف خود دست یابد.» گذار از «کنترل سرزمین» به «حاکمیت شناختی»جناب دکتر علیرضا قاضیزاده، سخنران نخست این نشست، با تبیین «تحول پارادایمی در نظریه امنیت ملی»، تمرکز مباحث خود را بر تغییر کانونهای درگیری قرار داد. وی استدلال کرد که در قرن بیستم، امنیت ملی عمدتاً با مفاهیم «کنترل سرزمینی» و حفظ تمامیت ارضی گره خورده بود، اما در عصر جنگ ترکیبی، میدان اصلی نبرد به «حاکمیت شناختی» منتقل شده است. دکتر قاضیزاده تأکید کرد: «امروز، تسخیر ذهنها، تغییر ادراکات و مدیریت روایتها، دستاوردهای استراتژیکتری نسبت به تصرف اراضی محسوب میشوند. نظریه امنیت ملی برای بقا در این عصر، نیازمند گذار از دکترینهای سختافزارمحور به سمت مدلهای پدافند شناختی است تا بتواند در برابر عملیاتهای روانی و روایتسازیهای دشمن، مصونیت ایجاد کند.» معماری نوین تحلیل راهبردی؛ ابزاری برای مواجهه با ابهامدکتر فرزاد پورسعید، سخنران دوم نشست، به موضوع «جنگ ترکیبی و معماری نوین تحلیل راهبردی» پرداخت. وی با آسیبشناسی روشهای سنتی تحلیل، عنوان کرد که در محیطهای ترکیبی، اطلاعات به شدت متناقض و دارای ماهیت ابهامآلود هستند. دکتر پورسعید با اشاره به ضرورت بازسازی نظامهای تحلیل راهبردی اظهار داشت: «معماری نوین تحلیل باید بتواند الگوهای پنهان در میان انبوه دادههای نامنظم را شناسایی کند. در جنگ ترکیبی، دشمن با ترکیب ضربات کوچک و پراکنده تلاش میکند آستانه تحمل حریف را بسنجد؛ بنابراین، تحلیلگران باید از روشهای خطی به سمت مدلسازیهای پویا و شبکهمحور حرکت کنند تا بتوانند پیش از وقوع بحرانهای ترکیبی، آنها را پیشبینی و خنثی کنند.» بازتعریف «منطقه خاکستری» و جبهههای پایداردکتر محمد مسرور، سخنران پایانی نشست، به بررسی چالش «منطقه خاکستری» (Grey Zone) در جنگهای ترکیبی پرداخت. وی تبیین کرد که چگونه بازیگران دولتی و غیردولتی با استفاده از ابزارهای میانمرزی، در فضایی که نه «صلح مطلق» است و نه «جنگ تمامعیار»، علیه منافع ملی کنشگری میکنند. دکتر مسرور با ارائه راهکارهایی برای مواجهه با این وضعیت، بر ضرورت «بازتعریف منطقه خاکستری» تأکید کرد و افزود: «تثبیت جبهههای پایدار در این نوع جنگ، مستلزم ارتقای تابآوری ساختاری و ایجاد سازوکارهای پاسخدهی منعطف است. ما نیازمند آن هستیم که با تعریف دقیقتر خطوط قرمز در حوزههای سایبری، اقتصادی و اجتماعی، فضای مانور دشمن را در این منطقه خاکستری محدود کنیم.» نشست مذکور با تأکید بر اینکه امنیت در عصر حاضر نیازمند «هوشیاری راهبردی» و «یکپارچگی در تصمیمسازی» است، به پایان رسید؛ رویکردی که در آن فناوری و مدیریت ادراک، نقشی کلیدی در حفظ امنیت ملی ایفا میکنند.